قهرمان ميرزا عين السلطنه

723

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

صندوقخانه صندوقخانه را نگرفتند ليكن اسم وزارت بقايا با او هست ، اما تمام كارش با امين الملك و شيخ مرتضى است . دو وزير بقايا داشتيم يكى از ديگرى بدتر . امين حضور و اين . هيچ كدام سواد و خط ندارند . محاسبهء دولت ما به دست اين دو بود ، بدون خط و سواد الحق خوب مىشود رسيدگى و تصحيح كرد . عمارات اميريه عمارتهاى پائين باغ ناهار صرف شد . چندين دست عمارت خوب جهت اندرون و بيرون و آخر باغ ساخته‌اند . عمارت وسط كه حقيقت خيلى بزرگ است . حوضخانه و راه‌پلهء مرمر بسيار خوبى دارد . اطاقهاى زياد و طالار خيلى بزرگ ، تمام مبله و اسبابهاى قشنگ گرانبها در آن گذاشته شده . درياچه‌ها و گل‌كارى بسيار ممتازى دارد . باغبانش فرنگى است و با سليقه درست كرده . ليكن خود باغ خيابان‌بندى و طراحى تعريفى ندارد ، به وضع قديم است . من سرم درد گرفت و چهار به غروب مانده منزل آمدم . شاه عصرانه را خيال داشتند عمارت وسط خورده بعد باغ وكيل الدولهء سردار بروند . سيصد اشرفى و يك طاقه شال پيشكش گذاشته بودند . دو ساعت از شب رفته با معتضد السلطنه خانهء فخر الملك رفتيم . صحبت دائى جان حقيقت خيلى بامزه است . مىگفت از روزى كه از طهران بيرون رفتم تا ورود به طهران پنج هزار تومان نقدا و جنسا مداخل كردم . با وجود اين معطل است : به نادانان چنان روزى رساند * كه صد دانا در او حيران بماند اسب‌دوانى پنجشنبه 15 شهر شوال المكرم - صبح خانهء حضرت و الا رفته سوار درشكه شده اسب‌دوانى رفتيم . جمعيت زياد مىرفت . پس از آن‌كه گرد و خاك كاملى خورديم باران تندى آمد . درشكه چرم هم نداشت و خيس آب شديم . چادر صدراعظم پياده شديم . خيلى جنجال و غيرمنظم بود . خودش هم نيامد . ناهار را آنجا خورده من حقيقت از وضع چادر خوشم نيامده چادر آقاى نايب السلطنه رفتم . چادر شاه روى تپه است . سمت راست چادر وليعهد را زده بودند . دست چپ چادر عزيز السلطان بود . زيردست چادر عزيز السلطان چادر آقا . خود عزيز السلطان هم لباس مفتول‌دوزى پوشيده نشان و حمايل ، تمثال ، شمشير ، سردوشى زده روى صندلى وسط چادر قرمز جلوس كرده بودند . سايرين تمام ايستاده خيلى باشكوه و خوب . چيز تازه‌اى نبود به همان رسمهاى سابق اعليحضرت آمده و اسبها را دوانيدند . لاينقطع باران مىآمد . جمعيت خيلى كم شده آنچه بود تماما خيس شدند و بسيار به مردم سخت گذشت . مطلب تازه اين بود كه نظم دوره را به سوارهء قزاق رجوع كرده بودند . لكن با اين تفصيل خيلى مغشوش بود . چندين نفر بدون آنكه اسب آنها جلو بيايد يا ديده شود بيرق گرفتند و خيلى از اسبها كه جلو